اثرات استرس بر جسم و روان انسان

وضعیت زندگانی در قرن بیست و یک ما را به صورت مستمر در موقعیت جنگ و گریز قرار داده است که نتیه آن ترشح هورمون های استرس مانند آدرنالین و کورتیزول است. این ها در موقعیت بحرانی بسیار مفیدند ولی در درازمدت اثرات مخربی در جسم و مغز و روان انسان بر جای می گذارند که عواقب آن از افسردگی هم ممکن است فراتر رود. به نظر من تنها راهی که به واسطه آن می توان از عهده چنین تنش هایی برآمد این است که فراگیریم چگونه می توانیم دارای آمادگی ذهنی و رفتاری باشیم. ثابت شده است که آمادگی ذهنی یعنی هشیارتر، آگاه تر و در زمان حال بودن، روش موثری برای بهبود یافتن از عواقب فشارهای روانی، اضطراب و افسردگی است و علاوه بر آن کاربرد پیشگیرانه نیز دارد. داشتن آمادگی ذهنی به معنی این است که هم از تجربیات خود آگاه باشیم و هم از آن فاصله بگیریم یعنی یاد بگیریم در عین حال که خود را پدر یا مادر مهربانی می دانیم رفتارمان هدفمندتر و قابل قبول تر باشد. مراقبه با هدف ایجاد آمادگی ذهنی وسیله موثرری برای مقابله با بسیاری مشکلات عاطفی و جسمانی است. پژوهش های جالبی به عمل آمده که نشان می دهد مراقبه می تواند در واقع برخی از صدمات مغزی را که از افسردگی حاصل می شود ترمیم کند.